صفحات

۳ شهریور ۱۳۸۹

فرهنگ و تمدن n هزار ساله

هر وقت که سوار مترو میشم
یا هروقت که سوار مترو هستم
و یا هروقت که از مترو پیاده میشم

بیشتر از هر چیز به این فکر میکنم که n مساویست با چند ؟

۳۰ مرداد ۱۳۸۹

آقا ! شما آخرین نفرید ؟!

یه صفی بود که ایران ، برزیل ، هند و مالزی توش وایساده بودن ... اما همین امروز صبح یه نفر دیگه هم اومد ته این صف و با خجالت از مالزی پرسید : خیلی خیلی ببخشید آقا ! شما آخرین نفرید ؟!
اما اون شخص کیست و این صف چیست ؟!
جواب ها به ترتیب : اندونزی و کشور هایی که سرویس حمل و نقل عمومی مخصوص بانوان ارائه می کنن
قطار های مخصوص بانوان در جاکارتا پایتخت اندونزی شروع به کار کردن. این قطار ها رنگ صندلی هاشون صورتی و نارنجی می باشه و بانوان گرامی حال می کنن که دیگه هیچ مردی اجازه سوار شدن به این نوع قطار ها رو نداره ! و خودشون با خودشون خلوت می کنن ! اون هم با ظرفیت 500.000 نفر در روز
دلیل به کار گیری قطار مخصوص بانوان در جاکارتا هم کاهش اذیت و آزار اونجوری اعلام شده !
نمونۀ وطنی این طرح همن تاکسی بانوان هست که بنده هروقت دیدمشون داشتن خالی میرفتن !
لازم به ذکر میدونم که ایران اول صف هست و همین الان نوبتش شد و نونش رو گرفت و رفت تا افطار کنه !

۲۷ مرداد ۱۳۸۹

همه چیز ؛ میفهمی ؟! همه چیز !

یه چیزی می خوام بنویسم که نه خودم باورم میشه نه انتظار دارم شما باور کنید.
تمام این حرف ها رو یه دکتر زده ؛ دکتری که جز تاسف خوردن به حال افکارش کاری بیشتری از دستت بر نمیاد. تمام این حرف ها رو خود دکتر زده و من هیچ کلمۀ نامربوطی بهشون نیفزوده ام !
این دکتر ( که اسم و مطلب کاملش رو پایین مطلب میتونید بخونید ) اعتقاد داره که همه چیز ؛ دقت کنید ؛ " همه " چیز در دنیا سکشوال شده ؛ از جمله :
  • ساختار خانه ها : منازل قبلا اوپن نبود ؛ الان شده ؛ بعضی حمام ها هم شیشه ایی شدن
  • ساختار شهری : برج ها ساخته شدن تا خونه های اطراف و مخصوصا اتاق خواب هاشون راحت تر دیده بشه
  • رانندگی : رانندگی و " لایی کشیدن " خود یک نوع مثال بارز سکشوالیته هستند ؛ و خوب می دونید که لایی کشیدن تو شب بیشتر مزه میده ( خدا منو بکشه! )
  • بدنسازی : این ورزش کاملا ماهیتی سکشوالیته داره و بدنساز وقتی در آیینه بدن خودش رو نگاه میکنه به دنبال امور مربوط به کار های زن-و-شوهری می باشد
  • فوتبال : وارد کردن توپ به داخل سوراخ ( دروازه ) که دیگه توضیح نمیخواد ؛ لذت حاطل از این کار ربطی به قهرمانی ندارد و فقط همون داستان برقراره ؛ یا لایی زدن ؛ که عبارت است از عبور دادن توپ از لای پای بازیکن حریف و لذت حاصل از این کار برای فاعل و خشم آن برای مفعول نشان دهندۀ نوع لذت می باشه ( خدایا ! تا این متن تموم نشده منو بکش ! )
  • صنعت : پژو 206 مثال این پدیده است ( جناب دکتر دلیل این تز رو اعلام نکردن تا ما هم استفاده کنیم و دیگه 206 سوار نشیم ! 
  • رسانه ها : رسانه های غربی به طور مستقیم به تولید فیلم های غیر اخلاقی میکنن و رسانه ملی ( صدا و سیما ) به طور غیر مستقیم. یعنی مجری زن و یا بازیگر زن باید خوش صدا و خوش سیما باشد. ( خدایا ! اگر همون بالا منو می کشتی ، دیگه مجبور نبودم این یکی رو هم تحمل کنم !  )

برای خوندن متن کامل و اسم این دکتر ( که استاد دانشگاه هم هست ) در ساعات اداری به آدرس زیر مراجعه فرمایید :

۲۵ مرداد ۱۳۸۹

مرگ در سونا در ماه مهمانی خدا

به راستی مسیری که بشر امروزه برای زندگی خود اختیار کرده چگونه مسیری است ؟
آیا این مسیر ؛ مانند جاده های کشور خودمون کاملا استاندارد و ردیف-مدیف هست یا دوشواری داره ؟!
خب درس اخلاق امروز تموم شد ؛ برسیم به سایر دروس که خیلی عقبیم !
هلسینکی ؛ اسم یه شهر بسیار سردسیر در قارۀ عقب ماندۀ اروپا میباشه. اما با اینکه این شهر خیلی سرده و آدم باید به خودش پتو بپیچه بره سر کوچه وایسه (!) اتفاقی افتاده که بنده برق از کله-م پرید.
هر سال یه سری مسابقاتی تو این شهر مسخره برگزار میشه که یه عده آدم ِ علاف ِ باطل بنیان ِ از خدا بی خبر ِ بی همه کس ِ {...}  ِ ! با هم دیگه میرن تو سونا و آخرین نفری که بیاد بیرون میشه CHAMPION
این هم شد کار ؟ این هم شد تفریح ؟
انسان باید خدا جویی کند ؛ انسان باید به دنبال حق برود و آن را بیابد ؛ آیا خدا و حق در سونا هستند ؟ خیر !
در مسابقات امسال وقتی 12 نفر از 14 نفر شرکت کننده از سونا خارج شده بودند و فقط 2 نفر باقی مونده بودند و به نوعی فینال مسابقات بود ؛ با مرگ یکی از شرکت کننده ها مسابقه به خوبی و خوشی تموم شد و جایزه رو دادند به نفر باقی مونده. چون مسئولین مسابقات اعتقاد دارند انا لالله و انا علیه راجعون : دیر یا زود همه برمیگردیم به اصل خودمون
اما سوالی که بنده دارم ؛ آیا در ماه مبارک رمضان این است برکت بردن و به فیض رسیدن از میهمانی  (!) خداوند ؟ این است غبارزدایی روح و جسم از گناه و عادات اشتباه ؟ ای فرزندان آدم ! ! You can't be more wrong
گفته شده این مسابقات دیگه ادامه پیدا نمیکنه و این سری ، سری آخرش بود.

۲۲ مرداد ۱۳۸۹

جایی برای پیرمردها نیست

فرازی از کتاب جایی برای پیرمردها نیست
کارمک مک کارتی - ترجمه امیر احمدی آریان
  • مردم فکر می کنن می دونن از زندگی چی می خوان ، ولی معمولا این طور نیست 86
  • تو سال های دهۀ 30 یه مشت معلم رو به مدرسه هایی تو جاهای مختلف مملکت فرستادن و ازشون خواستن مشکلات این مدرسه ها و مشکلات تدریس رو مشخص کنند. یه سری فرم بهشون دادند که پر کنند. اونها هم فرم ها رو پر کردند و فرستادند. بزرگترین مشکلاتی که به چشم معلم ها اومده بود یه چیزایی بود مثل : حرف زدن تو کلاس ، دویدن تو راهرو و از رو دست هم نوشتن. از این چیز ها.
    چها سال بعد یکی از همون فرم ها رو کپی گرفتند و دوباره فرستادند به همون مدرسه ها. جواب ها رسید : تجاوز ، آتش سوزی عمدی ، قتل ، مواد مخدر و خودکشی 178
  • فکر کنم اگر شیطان باشی و بشینی فکر کنی و سعی کنی یه چیزی بسازی که نوع بشر رو به زانو دربیاره ، این چیز حتما مواد مخدره 197
  • فکر می کنم بهتره آدم بعضی چیز ها رو امتحان نکنه 242
  • هروقت سعی میکنی چیزی رو که ازت گرفتن برگردونی ، چیزای بیشتری رو از دست میدی 244
  • یه چیزی همیشه تو سرم هست که دور و برم هیچ وقت ندیدم اتفاق بیفته ولی بهش ایمان دارم و اونم اینه که تو زندگیت هرکاری بکنی نتیجه ش رو خودت میبینی 257


۱۲ مرداد ۱۳۸۹

چشممون روشن !

مار تو آستین پرورش میدادیم ؛ هرچی ما صبر و تحمل کردیم ، خودداری کردیم ، خویشتن داری کردیم و کلی کار های دیگه کردیم که در وقت مقتضی لیست اون ها رو در اختیار رسانه ها قرار میدیم ؛ اما به هر حال نرفتیم مه-واره نگاه کنیم ... تلویزیون همساده رو میگم ؛ اصلا حتی یه نیم نگاه یه کانال های بنیان فکنش نینداختیم . غافل از اینکه ...
تلویزیون ملی ... رسانۀ ملی ... برای بنده ( و سایر علاقه مندان به حال و حول ) تصاویر جالب و نشاط برانگیز پخش میکند !
" به طور زنده ! "
جان من ؛ مرگ من ؛ کجای دنیا اینقدر آزادی و رهایی و  لجام گسیختگی و ولنگ و بازی رو با عمق وجود حس میکنید ؟ ها ؟!
شما با مقداری تخمه جلوی تلویزیون پهن میشوید و ضمن تماشای فوتبال که تفریحی سالم میباشد ، مقداری هم صحنه های زن و شوهری میبینید که خیلی هم پاستوریزه نمونید ! به درد آینده تون میخوره !
جا داره صمیمانه به بازیگران و نقش آفرینان این صحنۀ دراماتیک تبریک بگم که خیلی زیر پوستی بازی میکنن و واقعا آدم لذت میبره ! {...} !


جهت افزایش اطلاعات عمومی :
همچین حادثه ایی در منچستر یونایتد هم اتفاق افتاد. بین پل اسکولز و فیل نویل
این هم عکسش

برای دیدن عکس ها در اندارۀ بزرگتر روی آنها کلیک کنید

۱۱ مرداد ۱۳۸۹

لیلآ غریب و محزون

وقتی اومدم ... هیچکس نفهمید کی اومده
حالا که دارم میرم ... بازم هیشکی نمیفهمه کی داره میره !

ما ساعّت الطلوع لاجرم ال طی الطریق ، ما ادراک الوصالی
هذا لیلآ غریب و محزون لا ایها الناس درکتی فی ال طریق

۶ مرداد ۱۳۸۹

نسل جدید چهارپایان نفهم به بازار آمد

ریاضیات ثابت میکند :
اگر فرض کنیم که الاغ/خر A باشد و اسب B
حتما خواهیم داشت موجودی که به نفهمی A است و از B زاده شده ( طبق اصل لانۀ کبوتر!)
و آن موجود حیوانی نیست جز ... خانوم ها آقایان ...  Wait for it ... بله ؛ یابو !
اما در اینجا قرار نیست به معرفی یابو بپردازیم ؛ یابو سال های سال هست که از شیطنت اسب و خر به دنیا می آید و از دنیا میرود
امروز ؛ به حول و قوۀ الهی ؛ حیوانات ما خودکفا شده اند ؛ خودشان محصول جدید تولید میکنند و تحریم های آمریکا را به فلان خود نمیگیرند.
حال فرض کنید حیوانی به دنیا بیاد که مادر او الاغ/خر باشد و بابای او گورخر ؛ برای اولین بار این اتفاق افتاده و موجود حاصل پاهاش به باباش رفته و راه راه شده ؛ و الباقی خصلت هاش مثل مامانش شده !
کارشناس حیوانات میگن خر و گورخر با هم دیگه جفت گیری نمیکنن ؛ اما میبینیم که این بار کردن ؛ خوب هم کردن ! اصلا اگر نمی کردن که اینجوری نمی شد !
این حیوان عجیب الخلقه هنوز اسمی نداره ؛ و من با استفاده از منطق ریاضیات اسمی رو پیشنهاد میکنم که هم قشنگه هم و باحاله و این بندۀ خدا رو از بی اسمی در میاره :

اگر خر و گور خر را در نظر بگیریم
و بدانیم این ها با یکدیگر ازدواج کرده و بعد از 9 ماه یه نوزادی به نام J  به دنیا می آورند ( در چارچوب قانونی ! )
خواهیم داشت :
J = ( خر + گور خر )
که با ساده کردن و فاکتور گیری میرسیم به :
J =  خر ( 1 + گور )
پس اسم مورد نظر ثابت میشود : " خر پرانتز باز یک به علاوۀ گور پرانتز بسته " که چون یه کم طولانی میشه همون یه تیکه اولشو صدا میکنیم ؛ یعنی " خر پرانتز " !

۲۴ تیر ۱۳۸۹

Sharing the poet's poem's stuff

Its an obligation for any Iranian student to publish and share pure historic poems in other languages to remain the anarchy!
Since my exams have been took place in last 20 days and I have totally ruined them, thanks to my IQ and hard trying, I am choosing another career this point forward, translating Iranian poem to English so that world can read it and enjoy it. But always keep this in mind, as a geek said there is no place for the truth on the internet ! and if you ever wondered who is going to be this geeky nerd, I shall let him be unnamed for his/her own protection!
Let’s start right here

دوش مرا حال خوشی دست داد
I took a shower and I’m feeling happy now
Explanation : the poet here by announces that he/she had take a shower earlier, for example last night, and now is very clean and glad like his/her first day!


مرا خوار داری و بی قدر خواهی
نگر تا بدین خو که هستی نپائی
Do you have my sister?! Is she valueless?
Do not turn ! so that you cannot remain like this
Explanation : the poet seems to be angry here. It looks like that someone had proposed to the poet sister to do something shameful. So the poet yelled : my sister? do you think she is valueless?


نی نی ز حصن نای بیفزود جاه من
داند جهان که مادر ملک است حصن نای
Baby from goodness added to my place
World knows that Malek’s mother is good
Explanation : the poet have been doing babysitting due to some reason ( i.e. his/her wife/husband have been gone to her/his mother/friends house for 3day/2hours ) and the poet doesn’t know what to do with his/her baby, who have pi-pi-ed in his/her pants ! and the poet is observing this scene and says : my goodness ! where the hell is malek/mAlek, who is baby’s mother/father



New vocabs and expressions:
Hands-Free
دستان هرز ، فراغ بال
Personal Computer
رایانخودی
LCD (liquid crystal display)
ن.ص.آ (نمایشگر صفحۀ آبکی)
Subwoofer
کوبنده مهیب ، کوبنده زیرین
Facebook
مکتب قیافه
Bluethooth
دندان آبی

۱۷ تیر ۱۳۸۹

جواد خیابانی فرمود (قسمت پنجم)

هلند و اروگوئه - جام جهانی 2010 - سه شنبه 1389/4/15

  1. ببینید که چه لباس هایی پوشیدند ؛ انگار که فصل زمستانه ... انگار که نه واقعا زمستانه
  2. از راه دور ضربه میزنن ( بازیکن هلند از داخل محوطۀ جریمه شوت زده بود ! )
  3. اسنایدر بازیکنی بود که تا قبل جام جهانی همه فکر میکردند فقط میتونه پاس بده ؛ اما الان ثابت کرد میتونه پا به توپ هم بشه !
  4. آفساید کاملا مشخص از یاران اروگوئه ؛ کاملا واضح بود ... ( صحنۀ آهسته پخش میشود ) نه اصلا آفساید نبود !
  5. کاملا مشخص هست ؛ تیم اروگوئه توپ رو به هلند داده ؛ زمین رو از اونها گرفته !
  6. دروازه بان خیلی اشتباه کرد این گل رو خورد !
  7. امان از این تیرک دروازه ها ! گاهی به داد تیم میرسن و گاهی به ضرر تیم کار میکنن
  8. فعلا یه پای فینال هلند شده ؛ میتونید یادداشت کنید ، اما با مداد بنویسید چون ممکنه تغییر کنه و مجبور بشید پاکش کنید
  9. فورلان ؛ داره فکر میکنه چه جوری دروازه هلند رو باز کنه ! ( انگار شطرنج می باشد ! )
  10. بعضی بازیکن های هلند " کم با شهرت کم " هستند !
  11. اوه اوه ... چمن و عرق صورت و خون ؛ همه با همه پاشید !
  12. نگاه کنید ؛ اینجا روبن تلافی کرد ؛ افتاد رو " کله " ی کازارس !
  13. موقعیتی رو که باد آورده بود ؛ کاری کردند که خود باد هم ببره
  14. اروگوئه کار رو به تساوی می کشونه ؛ عرض کردم که با خودکار ننویسید ! فعلا بزارید جای خالی بمونه !
  15. خب نیمه اول تموم شد ، مجبوریم 15 دقیقه استراحت کنیم ؛ در ضمن یادتون نره تو مسابقه ی SMS حتما شرکت کنید
  16. آلوارو پریرا داره با یقۀ کج و کوله بازی میکنه ؛ درستش هم نمیکنه !
  17. هلند داره دوباره ؛ یا بهتر بگم سه باره به فینال میرسه !
  18. آرین روبن در این جام 4 تا از 5 بازی هلند رو بازی کرده ؛ او بازی با مجارستان مصدوم بود ( مجارستان اصلا تو جام جهانی نیست ! )
  19. ( دقیقه 88 ) فقط 8-7 دقیقه فرصت داریم
  20. ( آخر های بازی داور سوت میزنه ؛ کاملا مشخص بود که بازی هنوز تموم نشده و خطا اعلام کرده ) و پایان مسابقه و رسیدن هلند به فینال جام جهانی ... ( 10 ثانیه بعد ) نه ، نه ، تمام نشده ؛ هلندی ها فکر کردن تمام شده !
  21. بعد از دیدن این صحنه های زیبا آقای جاودانی به همراه متخصصین برنامه در خدمتتون خواهند بود !

۷ تیر ۱۳۸۹

جواد خیابانی فرمود (قسمت چهارم)

آرژانتین و مکزیک - جام جهانی 2010 - یک شنبه 1389/4/6

  1. حالا پاس میدن به مسی ... مسی ... حرکت میکنه ... مسی ... مسی ... میزنه مسی ... همه کار کرد مسی ؛ فقط گل نزد مسی !
  2. تیم آرژانتین واقعا وحشتناک حمله می کنه ؛ مثل دونده های صد متر میان جلو ؛ تیم حریف نمیدونه کی رو بگیره !
  3. اگر بادتون باشه تو اون بازی رودریگز یه قیچی برگردون ِ چکشی زد ! ( قیچی ؟ برگردون ؟ چکشی ؟ همه با هم ؟ میشه ؟! )
  4. هلند کارش راحته ؛ چون اون سمته جدول فقط برزیل به عنوان حریف جدی حضور داره ؛ هرچند که اسلوواکی هم حریف ناجدی ایی نیست !
  5. من نمیدونم دیگه این حرکت کارت داره دیگه
  6. این بازیکن فوق العاده تکنیکی و در خط ِ حمله بازی-کن-ایی ست !
  7. ماشین گل زنی آرژانتین راه افتاد ؛ با چرخ هایی روغن زده ( کدوم ماشین به چرخ هاش روغن میزنه ؟! )
  8. آرژانتین با آوردن دو سه تا فروارد میتونه دوباره جون بگیره !
  9. مسی دریبل میزنه ، یه نفر دونفر همینجوری می چرخونه !
  10. مچ پای بازیکن آرژانتین کش اومده ! ( مگه ماکارونیه ؟! )
  11. یازده یا دوازده بار استفاده از عبارت " شور و هیجان " در طول مسابقه

نامه اعتراض آمیز به فیفا

با توجه به اینکه پیش بینی بنده از قهرمان جام اشتباه از آب درامد ( و طبق روال لباس هاشو پوشید رفت ! ) ؛ لازم دیدم مراتب مشاهدات خود را فیفا گزارش داده و آن بندگان خدا را از غفلت و جهل برهانم
متن نامه ارسالی بنده به فیفا لحظاتی پس از اتمام مسابقه انگلیس - آلمان

Hello Mr.Fifa
some minutes ago,when England-Germany match finished, I was forced to complain about it,Are you compeletly unfamiliar with my citizen rights? first of all, what the hell crap was this refree ? especially the refree man who was holding a flag and was just running across the line, was he ill ? or he was experiencing some sort of difficulty in his back ? would you like some advice ? let him come and play laser tag with us this weekend, we will screw him.
second, thank you for your great ball, named funny jaboolany, you'd better know that this ball goes everywhere that it likes and says HaaZaa ! please put in rubbish bin.
and finnaly I apply both formal and informal protest to you. you FIFA bastard ... yeah you heard me !
and be aware of 2 thing, which none of them is your business first I can bench press for more than 9 thousand 6 hundred nano grams, which I myself know that this is less than 2 pound, but I wanted to be frightnening, and second I won’t keep your card in my wallet any more. I will choose Eram Zoo card this time forward, they have monkey and frankly you don't!
I'll miss you too , babye !

۵ تیر ۱۳۸۹

حمایت از بلاگفا

اتفاق های که برای علیرضا شیرازی در یکی دو سال اخیر افتاده و به خصوص همین چند هفتۀ اخیر واقعا بحث برانگیز و متاسف کننده س. اتفاق هایی که هر چشم بینا و گوش شنوایی میتونه تشخیص بده داستان از چه قرار هست و مقصر احتمالی کیه ؛ اما اینکه بعضی ها از این نعمت الهی بهره ایی نبردن و چشم و گوش بینا و شنوا ندارن و یا بدتر از این ؛ خودشون رو به کوری و کری زدن اصلا امیدوارکننده نیست
از اونجا که میدونم خیلی ها وقت گران مایه شون رو نمیزارن برای مسائل بی ارزشی مثل این داستان ها ؛ علاوه بر آوردن لینک ماجرای کامل ، خودم هم به طور خلاصه هر سکانس رو تو یه خط و خیلی کوتاه تعریف میکنم تا در جریان ماوقع قرار بگیرید
  • سکانس اول : موج مهاجرت از بلاگفا از حدود دو سال پیش به "فرض" اینکه بلاگفا موارد خصوصی کاربرهای خودش رو در اختیار شخص سوم قرار میده و ... نهایت سواستفاده برخی ها از هیچ و پوچ
کامل بخوانید اینجا و اینجا
  • سکانس دوم : اتهام رنگی بودن از سوی دولتی ها و اتهام دولتی بودن از سوی رنگی ها
کامل بخوانید اینجا و اینجا
  • سکانس سوم : بازداشت مدیر بلاگفا از سوی دادگاهی " غیر " جرایم رایانه ای (!)
کامل بخوانید اینجا
  • سکانس چهارم : دروغ پردازی فارس نیوز
کامل بخوانید اینجا و اینجا
 
و بدتر از همه ... تهدید ها و بی احترامی های وبلاگ های متعدد به سرویس بلاگفا و اتهام های ناروا به علیرضا شیرازی ؛ مثال :
از بلاگ قطعه 26 :
“ما اهل گوگل نیستیم، خامنه ای. دات. آی. آر، تنها بماند - ما اهل بلاگفا نیستیم، ستاره های ماه تنها بمانند”
"به پا خیزید بچه ها. شان مطالب عاشورایی شما در صفحه روسیاه بلاگفا نیست. با همت مضاعف خود کاری کنید که تا چندی دیگر در بلاگفا فقط شترمرغ های عاشق سواحل بی عفتی، کلبه داشته باشند"
کامل تر بخوانید ( اینجا کامل تر بخونید این بلاگ قطعه 26 رو که الان سایت زده)

جالب این که این تهمت ها و بی احترامی ها فقط مشتی از خروار ها Comment های زشت برخی بلاگ ها بر ضد بلاگفاست

حالا که در متن جریان ها قرار گرفتید ... البته اتفاق های دیگری هم بودند که اگر میخواستم همه رو بنویسم باید 70 تا سکانس مینوشتم ؛ مثل مسدود شدن خود سایت بلاگفا ... اما از اینها که بگذریم فکر میکنید علیرضای شیرازی به چه جرمی مورد بی مهری همه ما قرار گرفته ؟ ای کاش می دونستیم که این فرد با همین بلاگفاش که این همه حرف پشت سرش زده میشه چه خدمتی به زبان فارسی و بلاگینگ فارسی کرد ... من تو بلاگفا نمینویسم و این وسط هیچ نفعی عاید شخص من نمیشه جز اینکه ؛ با حمایت  از شیرازی شاید گوشه ایی زحماتش رو برای زبانمون قدر دونسته باشیم :

۳ تیر ۱۳۸۹

سند پیش بینی های جام جهانی 2010 - آفریقای جنوبی

لحظاتی پیش اتفاقی افتاد که برای بسیاری از فوتبال دوستان موجبات تعجب و شگفتی بود ؛ زنهار که ما گفته بودیم و آگاهشان کرده بودیم که ایتالیا در این جام کاسب نخواهد بود و بایستی به سرعت به مملکت خویش بازگردد
و سومین مسابقه ایتالیا در جام با باخت به اسلوواکی همراه بود و باعث حذف این تیم شد ؛ اتفاقی که مرا وادار میکند همین الان پیش بینی هایم را از این جام به شکل مکتوب در آورده و دست سوء استفاده-چی ها را از بیخ کوتاه نمایم ؛ اما پیش از آن ، معرفی کوتاهی از تیم های مورد علاقه من در جام های جهانی قبل و مقام آن ها :

  • جام جهانی 1998 - برزیل - نایب قهرمان
  • جام جهانی 2002 - برزیل - قهرمان
  • جام جهانی 2006 - ایتالیا - قهرمان
  • جام جهانی 2010 - انگلستان - ؟
همین طور که میبینید و همین بالا هم یه چیز دیگه از پیش بینی هام رو لو دادم ؛ تیم مورد علاقۀ من در این جام ( و در دو سه سال اخیر ) انگلستان هست ... حالا آخر جام معلوم میشه مقامش چیست !

اما برسیم به اصل مطلب که پیش بینی باشه و مفاد اون عبارتند :
  1. ایتالیا از گروهش بالا نمیاد
  2. انگلستان قهرمان میشه
  3. اسپانیا فقط یک مرحله صعود میکنه
  4. بزیل به فینال نمی رسه
پی نوشت : انگلستان قهرمان نشد + آرژانتین به عنوان تیم آلترناتیو برگزیده شد (اون هم به خاطر اگوئرو)
پی نوشت 2 : با توجه به ناداوری ها در این جام و حذف انگلستان به کمک کور بودن داور ؛ نامه ایی را که در اعتراض به فیفا فرستاده شد بخوانید

    ۲ تیر ۱۳۸۹

    دارم حس میکنم

    با توجه به اینکه کم کم داریم به فصل امتحانات دانشگاه ها نزدیک میشیم و موجی از دلشوره در نزد دانشجویان همیشه در صحنه به وجود آمده ؛ شعر رو زیر تقدیم میکنم به همۀ کسانی که لبی لبالب خنده و دلی پر حذن و سری شیدا دارند همچون من !

    دارم حس میکنم شرطو*
    که همزاد واحد هام ِ
    که همزاد واحد هام ِ
    برای من هر استادی
    به معنای خرزوخان ِ
    به معنای خرزوخان ِ

    و اما از اونجا که 1200 وات رسالت خودش رو در ارئه راه حل های کاربردی به مسئولین کشور میبینه و در این زمینه هم مدتهاست که کسی کاری نمیکنه ؛ پیشنهاد های زیر در جهت رفع حالت فوق الذکر به هیئت امنای دانشگاه ها ( خصوصا دانشگاه آزاد اسلامی  ) فرستاده میشه :

    • هدف دانشگاه باید اعتلای سطح علمی و فرهنگی کشور باشد ؛ پس اینکه بغل دستی من جنسش با من مخالف هست یا موافق نباید برای من توفیر داشته باشه ؛ از همین رو از ترم آتی کلاس ها به تفکیک جنسیت برگزار شوند

    • شهریه دانشگاه نسبت مستقیم دارد با مقدار مطالعه دانشجو ! پس شهریه رو هر ترم 20 % افزایش میدهیم تا سرانۀ مطالعۀ دانشجویان از زیر خط فقر نجات پیدا کند

    • غذای سلف دانشگاه ها باید در زمینه ایی بسیار مهم تغییر کنند ؛ افزایش مقدار کافور تا حدی که قوای نقطه ایی خاص از بدن به طور کامل از بین برود ! و فقط جهت امرار معاش کاربرد داشته باشد ! از اونجا که کافور بوی بدی هم میده باعث میشه سایر نقاط دانشگاه خوشبو و همچون رایحه ایی بهاری به نظر برسد

    • تزریق آمپول های " بصیرت " در دانشکده های پزشکی یا دامپزشکی هر دانشگاه به طور رایگان و به زور (!)
    • تاکید همه روزۀ مدیر گروه بر اینکه  " دانشجو میمیرد ؛ ننگ مجلس را نمی پذیرد " **


    * = تقلیل به جهت ضرورت وزن شعر ؛ به معنای مشروط شدن
    ** = اشاره به شعاری عده ایی از دانشجویان در اعتراض به لایحۀ مجلس که به دولت اجازه نمیدهد تغییری در دانشگاه های غیر دولتی ایجاد کند