۶ فوریهٔ ۲۰۱۰

واکاوی پیش بینی های پست قبلی

در پست قبلی ، همانطور که مشاهده هم میکنید ، بنده تعدادی پیش بینی کردم که به حول و قوۀ الهی ؛ همشون درست از آب در اومد و لباس هاشو پوشید !
حال تک تک پیش بینی ها رو به نقد و بررسی مینشینیم و درس عبرت می آموزیم برای زندگانی خویشتن :

1. بازی مساوی نمیشه

عبارت گویا و دارای فصاحت کافی و وافی میباشد

2.بازی برنده داره

دیدید که بازی برنده داشت ؛ علی دایی

3.بازی بازنده داره

از فحش های تماشاچی ها و تشویق شدن امیر قلعه نویی مشخص شد که یک بازنده بیشتر نداشتیم ؛ عبدالصمد مرفاوی

4.بازی اشکنک داره

با پیش بینی بعدی موقوف المعانی !

5.سرشکستنک داره

حضور سلطان حاشیه ، شیث رضایی + حساسیت دربی + حماقت سید صالحی

6.حنیف عمران زاده گل میزنه

بر بنده پوشیده س که این پیش بینی چرا به واقعیت نپیوسته !

7.وحید طالب لو گل میخوره

وحید از بچگی یه جمله رو زمزمه میکرد : I Love Flower !

8.داور سوت میزنه

بحث این پیش بینی از حوصله این مقال خارج است.
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی - صفحۀ 166 - داستان لیزا و جیم

9.غلامپور شیرجه میزنه

احساسات لطیف و دست نخورده بهزاد غلامپور عمومن به این شکل بروز داده میشه ! والله !

10.زمین گرده !

تو کتاب عربی ما نوشته بود ؛ یه دانشمند به اسم قالیله (!) گفت زمین گرده ، همه مردم بهش گفتن : انت تعطیلن تطیلا ! ( تو به شدت تعطیلی ! )

۲ فوریهٔ ۲۰۱۰

دربی و پیش بینی های حضرت بنده

آورده اند که در زمستان ماه سال ثمن ثامن شمسی ، دو تیم را که یکدیگر را رقیب بودند و همشهری نبردی سخت بایستی در میگرفت. شروع پیکار سرظهر بود ، ولی مردم خواب نبوند و با تخمه و چیپس به انتظار شروع پیکار لب میگزیدند. سابقه دو گروه بسیار مساوی بود ، سه ضرب در سیصد و شصت و پنج روز بود که آنها بر یکدیگر فائق نیامده بودند و هربار که تیمی تا قلۀ خوشبختی میرسید یا مرتیکه علیزاده هند میکردی یا اتفاق دیگری می افتادی و دو تیم جان سالم از نبرد به در بردی . اما حکیم ابوالقاسم فردوسی پور در شاهنامه دوشنبه شب خود رای عوام را نشان داد که 90 درصد به پیروزی یکی از دو گروه متمایل هستند و مساوی را برای خود و خاندان خود ننگ میدانند.
پس شد آنچه شد ...

پیش بینی حضرت بنده در رابطه با دربی استقلال-پرسپولیس :
1. بازی مساوی نمیشه
2.بازی برنده داره
3.بازی بازنده داره
4.بازی اشکنک داره
5.سرشکستنک داره
6.حنیف عمران زاده گل میزنه
7.وحید طالب لو گل میخوره
8.داور سوت میزنه
9.غلامپور شیرجه میزنه
10.زمین گرده !

۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

فرافکنی رویترز در امور اخروی

ما یه ناظمی داشتیم سوم دبیرستان ؛ حرف بسیار خوب و پرمغزی میزد
میگفت : یه دزد رو دیدم داره با اره قفل یه مغازه رو میبره ، ازش پرسیدم داری چیکار میکنی ؟ جواب داد دارم ویالون میزنم !
با تعجب گفتم پس چرا صداش نمیاد ؟! اون دزد به من جواب داد : نترس ! فردا صبح صداش در میاد !
این حکایت رو میتونیم به قضییه امتحانات بنده ربط بدیم که دیروز به خوبی و خوشی تموم شد و من هفت تا آهنگ رو با ویالون اجرا کردم ! حالا صداش کی در بیاد ، چه جوری در بیاد ، چقدر صدا داره رو خدا میدونه !
حالا بپردازیم به چند واقعه :
در کارولینای شمالی که بنده ارادت خاصی به ساکنین این ایالت دارم ، فردی خوشحال و مسرور به اسم Cary سفارش 30 تن برف ساختگی رو میده تا یک پارک زمستونی درست کنه مردم بیان اونجا برف بازی کنن حال کنن ! اما از بد روزگار میزنه همون شب که قرار بوده این پارک افتتاح بشه ، برف واقعی ( از اون راس راسکی هاش ! ) میاد و ... میزنه به کاسه کوزه Cary جون !
جالب اینه که 600 نفر بلیط هم خریده بودن ! نفری 10 دلار !
یه جک بی مزه هم بگم یخ کنیم : طرف میره جشن تولد ، برف شادی میزنن ، سرما میخوره ! ( هه هه هه ! )

در خبرگزاری رویترز اساس و بنیان خبر ، چیزی بیشتر از فرافکنی و بزرگنمایی در مقیاس 1000000:1 نیست !
رهبر پاکستان ورداشته تو خونه س یه بز سیاه رنگ رو قربونی کرده ، رویتر این خبر رو آن چنان با آب و تاب میفرسته رو سایتش که انگار چی شده !
رهبر عزیز پاکستان اعتقاد داره بز سیاه رو کشتن باعث میشه شیطان از کشورش دور شه ، اصلن به رویترز چه مربوط ؟ ها ؟
حالا متن خبر یه جاش خیلی سوژه س ! این خارجی ها که صدقه نمیدونن چیه ، هیچ معادلی هم براش ندارن تو اینگیلیسی ! تو متن خبر به عنوان دلیل ، نوشتن Sadaghah !!!!
برادر / خواهر من !
صَدَقَهَ چیه ؟ مگه عربی تو ؟! یه دفه بگو صدقالله و علی و عظیم دیگه !
بنا به همین سوتی که بنده از خبرگزاری فاسد و دروغ پرداز نام برده گرفتم ، خبر های روز آینده رویترز به صورت زیر پیش بینی میشه :
  • A bride didn't said yes to his future husband until she was paid Zirlafzi !

  • miss zari , while talking to miss kolsoom , pointed to her somewhere and added : last night Haj Agha screwed me !

  • Amir Ghal'e'noee said if we won against korea , Kolo Yom of you opinion was different by 360 degrees  !

۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

راهگشای مارادونا در قرن پنج و شش

به راستی که در این زمانه که رو به افول است و مساحت زیر نمودار آن روز به روز کم و کمتر می شود چه بر سر ما خواهد آمد ؟! ها ؟!!
حالا ما در این مملکت خوب هستیم ؛ اما بقیه که در سایر املاک هستند چه ؟! آنها که مثل ما در فراوانی و وفور نعمت نیستند را چه می شود ؟
از درب مثال ؛ در ایتالیا ؛ سرای مافیا ؛ جایی که از هر 7 نفر 6 نفر از افراد مافیا هستند و مابقی ؛ یعنی اون یه نفر هم رئیس خود مافیاس !
تو یه همچین مملکتی به فردی مثل مارادونا مالیات میبندن ! مارادونا رو هم که میشناسید و میدونید اهل عمله ! هرچی قبض اومده درخونشون تو ایتالیا که قالیباف ایتالیا گفته : " بیا پول مالیاتو بده میخوایم شهرو بسازیم " اصلا حرف گوش نداد که نداد !
خلاصه مارادونا که پول مالیات رو نداده بود ، چند وقت پیش توی کلینیک لاغری تو ایتالیا مشغول کاهش وزن بود که ، که به یکباره مامورین عزیز مالیات ایتالیا میریزن تو کلینیک و مارادونا رو لخت میکنن ! ایتالیاست دیگه ! اینجوری طلب وصول می کنند ! مثل مردها !
همونجا گوشواره های معروف مارادونا رو هم میگیرن ازش ؛ که چند روز پیش به حراج گذاشته شد و 36.000 دلار به فروش رفت !
حافظ شیرازی شعری در این باره سروده که من الان یادم نیست (!) اما تو کتاب ادبیات ما یک شعر بسیار مناسبتی در رابطه با مارادونا چاپ شده که شاعرش ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی ؛ شاعر قرن پنج و شش هست میفرمایند :

ز مِسی رهروی آموز اگر خواهی جام جهانی

     گذر گه بر برزیل و بولیوی و پرو و کاستاریکا کن

از زیدان بترس ، آه او که دیگر نیست

( شاعر اون موقع حواسش نبوده که زیدان خداحافظی کرده ! )

     به دانش مورینیو جان بپرور و تاکتیک مخصوص به خود برپا کن

امید که فینال برسی و کاپ را ببوسی

     دل و اندیشه کامبیاسو و ریکلمه و اگوئرو یکتا کن

( اشاره به لزوم هماهنگی بازیکنان نامبرده ! )

تن و جان تو بیمار از سخن های خلافی شد

     برانداز این خلاف از علم و جانت را مداوا کن

( شاعر توصیه اکید و موکد دارند که مارادونا باید خلاف (عمل) را کنار بذاره ! )

توضیح واضحات :
اینکه شاعر تو قرن پنچ ، این چیزا رو از کجا میدونسه بر بنده پوشیده اس !
من که از خودم چیزی به شعر اضافه نکردم ( ! )

۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

اسارت بنده در چنگال آمریکا

بنده به مدت چند روز نبودم ؛ که در این مدت تحت اسارت عوامل آمریکا گرفتار بودم و خارجی ها من رو شکنجه می کردند و ... تند تند بارجوییم میکردند اما من هیچ چیز رو لو ندادم تا اینکه من رو با عزت تمام آزاد کردند.
بنده ایستادگی کردم ؛ بنده نشان دادم (!) که ایرانی میتواند ؛ اگر بخواهد ، و اگر حالش رو هم داشته باشد ،  به هر انچه که میخواهد برسد.
اما در این مدت دستگاه ثبت وقابع 1200 وات ، رکورد های عجیبی را ذخیره کرد که بی کم و کاست تقدیم میگردد.

در ابتدا :
یک زوج پیر که مرگشان به شدت نزدیک بود ( با بیش از 3/4 قرن تجربه ! ) به مناسبت سالگرد ازدواجشون رفتند همونجایی که با هم آشنا شده بودند یه کارایی کردند که در دین ، شرع ، عرف و مرام ما جایی ندارد !

در پس از ابتدا :
در کرواسی ، به تازگی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده که Ivo Josipovic برندۀ این مسخره بازیهای غربی میشه. اما بعد از چند روز رئیس جمهور جدید پا میشه میاد تریپ محبوبیت بر میداره ، که چی من خیلی رای آوردم !
گفته : من دیگه فیس بوکم جا نداره ! و نمیدونم با درخواست کسانی میخوان تو لیست دوستان من باشند چه کنم !
1200 وات به آقای جوسی پوویچ توصیه میکنه که هرچه زودتر از هرگونه ارتباط با سایت های این چنینی اعلام برائت کند و اشتراک ADSL خود را روی خط محل زندگی اینجانب دایورت کنند. و اگر سوال یا پرسشی دارند ، شب ساعت 21 به درب منزل اینجانب مراجعه کنند.  باشد تا مورد رحمت قرار گیرند -آمین

در انتها :
Cliff Bryant ؛ این اسم رو خوب به خاطر بسپرید.
سپردید ؟ جون من ؟!
این فرد 52 ساله بزرگنرین ضد حال قرن رو خورده ! اون هم تو شب عید خارجکی ها !
این بنده خدا ، نمیدونم چطور میشه ، کجاش میخاره ، با یه شرکتی شرط میبنده که تو شب عید عرض بریتانیا رو طی کنه ؛ میلغ شرط بندی هم 7 میلیون پوند تعیین میکنه !
این خنگول میره و شرطشو ( موقع خوندن این کلمه ، به جای ط میتونید از ت هم استفاده کنید ! ) عملی میکنه و میاد سراغ شرکت که پول رو بگیره ... اما بهش میگن : ای فافا ! ما شرط شما را " به اشتباه " قبول کردیم ! این 40 پوند رو بگیرید و ... درب خروج رو هم که میدونید کجاست ؟!

۲۰ دسامبر ۲۰۰۹

صیغه های محلن مرفوع

خدایا ! بنده را از روی این زمین ناپاک بردار و با خود حمل کن ! مرا با خود ببر ! از این دیاری که معلوم نیست سگ صاحابشو میشناسد یا نه ؟! دیاری که معلوم نیست به کجا چنین شتابان می رود ؟!
در یک کشوری که یحتمل ، چون همنام یک قاره ی گنده هم هست ، فکر میکنه خیلی زورش زیاده و هر کاری دلش میخواد، میتونه بکنه ، اتفاقی افتاده که واقعا گلب ( قلب ! ) من شیکست ( شکست ! )
یه پسر 19 ساله ی خیلی همچین جیگر ( البته ما که ندیدیم ، ولی حدس میزنیم پسرا تو این سن جیگر باشن ! ) دست ِ دوست دخترشو گرفته رفتن ماشین سواری ... خلاصه چرخیدن و چرخیدن و کلی با هم بازی بازی کردن تا اینکه آقا پلیسه میاد می گیرتشون ! به جرم ماشین دزدی همراه با دوست دختر !!!
خدایا ! میبینی ؟! این ها از خودشون جرم تولید می کنند ! ماشین دزدی " با دوست دختر " دیگه چه صیغه اییه ؟! معلم عربیه ما 12 یا 14 تا صیغه گفت بهمون ولی این توشون نبود ...

  • 1.فَعل 2.فعلا 3.فعلوا
  • 4.فعلت 5.فعلتا 6.فعلن
  • 7.فعلتَ 8.فلعتما 9.فعلتُم
  • 10.فعلتِ 11.فعلتما 12.فعلتُنَّ
  • 13.ماشین دزدی با دوست دخترتُما
  • 14.ماشین دزدی با دوست دخترتُنَّ

دادگاه و قیل و قال و از این بگیر و ببند ها تشکیل میشه و حکم صادر میشه ... درد من که یکی دو تا نیست ! حکم دادگاه رو ببینید ؛
  • 1. یک سال زندان
واکنش بنده : به درک ! میخواست شکر خوری زیادی نکنه !
  • 2. سه سال محرومیت از قرار گذاشتن و دوست بودن با جنس مخالف
واکنش بنده : آشغال های عوضی ! بی احساس ها ! جرم به این مسخره ایی ندیده بودم ... الهی مرگ بر شما ! اصلن حالا که اینطور شد : بنده بیدارم ، از آمریکا بیزارم ! خوب شد ؟!
خدایا راستی یادم رفت !
آمین !

۱۳ دسامبر ۲۰۰۹

سیگار و دیگر هیچ !

متاسفانه چند وقتی میشه که تب سیگار کشیدن در ایران ، به خصوص برای سن نوجوانی و جوانی به شدت زده بالا و روزی نیست که یکی از دوستان رو نبینیم که به جمع سیگاری ها پیوسته ... اما اگر جعبه ی سیگار ها ( و حتا توتون قلیون رو ) با دقت دیده باشید ، حتمن متوجه پیام اخلاقی روش شدید !
این پیام اخلاقی چاپ کردن روی دخانیات در همه جای دنیا مرسوم هست ؛ اما باید به یه نکته ایی دقت نمود که ما الان باهم میخواهیم بنماییم :
در بسیاری از کشور های دنیا به سادگی چند کلمه عاقبت سیگار کشیدن رو اینطور هشدار میدن :
  • سیگار کشیدن به مرگ ختم میشود
و بعد از تحقیقاتی که در چند کشور درب و داغون مثل آمریکا و سوئیس و ... انجام شد فهمیدن با جمله هایی مثل :
  • سیگار کشیدن شما را غیر جذاب نشان میدهد
  • سیگار هم به شما و هم به اطرفیان شما آسیب جدی وارد میکند
میشه راحت تر درصد اعتیاد به سیگار رو کاهش داد.
اما در ایران ... :
دیگه ان شالله دیدید که یه عکس یه میوه یا یه چیزی شبیه اون رو چاپ کردن و زیرش نوشتن خودتون مقایسه کنید !
بنده که هرچه مقایسه میکنم به نتیجه خاصی نمیرسم ! اصلن نمیدونم اون عکسه ، عکس چی هست ! عکس هلوئه ؟! یا چیز دیگه !
اما از اونجا که باید امیدوار بود و به تاریکی دل نبست فرض میکنیم قراره یه تکونی به این داستان بدن و جمله های درست حسابی واسه هشدار چاپ کنن ؛ این جملات قابل پیش پینی هستند :
  • تو اگه عقل داشتی که سیگاری نمیشدی ! خاک بر سر !
  • سیگار میکشی ، کالباس هم که میخوری ! یه دفعه سینما هم برو دیگه !
  • تو که آخرش میخوای منو زیر پات له کنی ، حداقل {...}دودم نکن!

۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

120 مایل در سرما

گربه موجود پر رمز و رازی است ؛ از دیدگاه ما نباید دل به چشمان فریبای انها داد و الا ... حسابتان با ماشین حساب بهتر از ذهنی حساب کردن میشه !
این توصیه رو باید به مردم تمام دنیا کرد ؛ مگر نمیدانید که گربه سانان با آن عشوه های خود چه بر سر شوهران خود می آورند ؟! مگر نمیدانید که شوهر های آنان همه شب به مدت دو ساعت ربع کم آنان را ماساژ میدهند ؟! مگر نمیدانید ؟! ها ؟!
پس بروید و جویا شوید که گربه های ماده که با شوهر های خود چنین میکنند چه بر سر انسان می آورند .
برای مثال ؛ مارک ( اسم کامل شخصیت مورد نظر Marc Lichty ) در گوشه ایی از این جهان پهناور زندگی می کرد ، دم دمای غروب بود و باید از محل کار بر میگشت به منزل ، به سراغ ماشین رفت ، آن را روشن نمود ، صدای میو میو استماع نمود ، اما توجه ننمود ، به راه خود ادامه داد و 120 مایل را در سرمای زیر صفر درجه طی کرد و به منزل رسید ، پیاده شد ، صدای میو میو میو میو میو میو میو میو شنید ، دیگه خر هم بود میفهمید که یه گربه یه جای ماشین گیر کرده ! و مارک از خر کمتر نبود و او هم فهمید ! پس به سراغ سوراخ سمبه های ماشینش رفت و گربه ایی خوش عشوه و خوش خط و خال ( مگه فقط مار ها خوش خط و خالند ؟! ) را در گل گیر اتومبیلش یافت که داره از سرما به خود چون بید مجنون میلرزد و ذکر خواهر و مادر مارک را مکررن میگفت !
مارک و خانواده اش دریافتند که این گربه 120 مایل را در سرما با آنان طی کرده تا به خانۀ آنان بیاید ؛ پی مارک اینا نگهش داشتند و قسم خوردند که تا ابد آن را دوست بدارند.
این نمونه را داشته باشید تا در اینده از اهداف شوم همین گربه ، که گفته میشه سرما هم خورده برایتان بگویم و دست های پشت پرده را یکی یکی رو کنم.

۱۱ دسامبر ۲۰۰۹

اینکه ما با ... چه کردیم !

در چند روز اخیر اتفاق های خوب و نیکویی رخ داد و امید به زندگانی ( این عبارت هیچ ربطی به امید زندگانی ، بازیگر فقید  تلویزیون نداره ! ) به شدت افزایش یافت.
اینکه ان شالله در آینده نزدیک هر مرد میتواند و باید بتواند و نامرد است اگر نتواند بیش از یک زن اختیار کند را ما باهاش خیلی حال کردیم !
اینکه یک هلندی به پلیس گزارش داده که کلکسیون قرص های اکستاسی ( همون اکس خودمون که تو خطی زمین - فضا مسافر میزنه ! ) به ارزش حدود 16.200 دلار به سرقت رفته ! در حالی که نگه داری این قرص ها خودش جرم به حساب میاد را ما باهاش کف کردیم !
اینکه در آلمان به هر کیلو قهوه حدود 3 یورو مالیات میبندن ما بهش اصلا اهمیت ندادیم ! چون نه تو آلمان زندگی میکنیم ، نه قهوه کیلویی میخریم ! تازه مالیات هم نمیدیم !
اینکه انگلیسی ها در موقع مستی میروند در فرانسه اسکی میکنند و میمیرند زیاد مهم نیست ، اما اینکه دولتشان بیانیه داده و از بریتانیاییها خواست بین اسکی و مستی فقط یکی را انتخاب کنند نشان از وجود آدم زنده در دولت این کشور عقب افتاده است ! شعار این حرکت هم اینه : مرگ خود را انتخاب نکنید !
اینکه فیلم اره 6 ( SAW )  وارد بازار فیلم های دی وی دی کشور شد هم به انتظار یک ساله ما پایان داد . اما نمیدانیم از آن خوشمان امد یا نه ! بنده فکر میکنم هرچه این فیلم را می بینم کمتر موضوع آن را درک میکنم ! اما اون قتل یکی مونده به آخری ، همونی که اسید از 100 جای بدن وارد بدن طرف میشه را باهاش حال کردیم !

۵ دسامبر ۲۰۰۹

خرناس ؛ چیستی و چرایی

جوهره ی مرد از دیدگاه ما ، از ازل تا کنون خر و پف بوده ، هست و خواهد بود ؛ اصلن مردی که خر و پف نکند و خرناسش ، انسان را یاد نعره ی خر در چمن نیندازد باید در مردی خود شک کند !
با این مقدمه میرویم به سوی پیروان مکتب خود ( همین مکتبِ مردی : خر و پف ) در فلوریدا ! بعله ! در فلوریدا هم معیار سنجش مردی و نامردی همین خرناس های شبانگاهی ست !
یکی از پیروان ما در آمریکای گور به گور شده ، چند روز پیش بازداشت شد که بنده چند و چون کار رو از وی جویا شدم ؛ ماجرا رو از زبون خودش بشنوید شیوا تر و گویا تر هستش ؛ این شما و این توضیحات یکی از پیروان ما در فلوریدا :
دیشب خیلی خسته بودم ؛ تا سرمو گذاشتم زمین خوابم برد ؛ اما ساعت 30 : 3 اینطور ها بود که بیدار شدم ؛ با صدای خرناس پدر . اعصابم بدجور خورد و خاکشیر شد . میخواشتم بزنم دهن مهنشو آسفالت کنم ! اما حال نداشتم پا شم اینکارو کنم ، دیدم یه مجله دم دسته ، پرت کردم سمتش بلکه صامت شه .
نشد ؛ تازه یه ذره خودشو اینور اونو کرد و صدای خر و پفش کل محله رو برداشت . دیگه داشت میرفت رو مخم . حال پیدا کردم ، انگیزه گرفتم ! رفتم همون کاری رو که قبلن حال نداشتم بکنم رو انجام دادم ! : رفتم بیدارش کردم با مشت گذاشتم پا چشش !
الان هم دو روزه که بازداشتم ؛ داش شروین دمت گرم ! خیلی مردی به مولا ، کمپوت گلابی ها خیلی چسبید !
اینی که خوندید ترجمه ی حرف های دوست خوبمان بود ، توقع ندارید طرف تو فلوریدا فارسی بدونه که ! دارید ؟! این انگلیسیش :
Last night I was so tired, just as I put my dog-head on earth (!), I vanished. but in mid-night I was woken up, by my daddy's parasit ! I was not on mood to go and place something in his mouth, so I throw magazin to him, but it didnt work out. then , I rised up , I motivated my self ! and finnaly I Asphalted him as clear as Tehran's Shahrdari ! I put my punch lower his eyes !
It's two days I'm arrested. Shervin bro ! your the man to Mola ! pear cans sticked well !

۴ دسامبر ۲۰۰۹

الو ؟! من هیولا دیدم !

نباید از شنیدن این خبر تعجب کرد ؛ به هر حال بریتانیا است دیگر ! با ما فرق دارند ، عقب افتاده اند بندگان خدا !
سالیان سال بود که این کشور شبه جزیره سرویسی رو به مردم به شکل تلفن و نامه ی الکترونیکی ( E-Mail ) ارائه میداد که بسیار جالب بود ؛ این سرویس که برای حفظ امنیت کشور ارائه میشد عبارت است از : UFO Hotline
احتمال زیاد میدونید که UFO یا  unidentified flying object ( اجسام پرنده ی ناشناخته ) هستند و این سرویس گزارش های مردم رو از دیده های عینیشون دریافت می کرد و بررسی میکرد که مبادا آدم فضایی ها بیان و بخوان انگلیسی ها رو بخورن ! یکی نیست بگه جمع کنید خودتان را !
و حالا که انگلیس درگیر جنگ با طالبان شده و بحث کل کل پیش اومده ، ورداشتن بودجه ی این سرویس رو قطع کردن تا تو افغانستان هزینه ی جنگ بشه. این سرویس در سال 73.000 دلار خرج بر میداشت که دیگه الان ، این پول خرج تفنگ ، توپ ، تانک فشفشه ، داور ما دستکشه !
به همین دلیل از این به بعد مردم بد بخت انگلیس اگر یه هیولا یا برادرش ، هبولا ببینن نمیدونن به کی و کجا باید زنگ بزنن و گزارش بدن ! پس امنیت : صفر !

۲ دسامبر ۲۰۰۹

بچه ها را چه کنیم ؟!

ابتدا بایستی عرض کنم تحقیقات در شیکاگو نشان می دهد که بسیاری از کودکان آمریکایی هنوز هم پوشش زیر در ِ بطری رو میخورند !
این پوشش که برای رعایت مسائل پیش پا افتاده ایی برای ما ، مثل بهداشت و این چرت و پرت ها تعبیه میشه ، قاعدتن باید با در بطری باز بشه و درون در قرار بگیره ، اما گاهی هم اینجوری نمیشه و جور دیگه میشه که طفول امریکن اونو میخورن ! بس که نخوردن خاک بر سرها ! و این مسئله باعث نگرانی مردم و دولت مزدورشون شده !
این آمار رو هم از مرکز پزشکی سین سیناتی داشته باشین : در 16 سال اخیر فقط 19 کودک دچار این مشکل شدن ! می بینید تو آمریکا چقدر مشکلات رو بزرگ می کنند و زندگی رو سخت می گیرند ؟!
این کودکان اگر ننه - بابای درست حسابی داشتن که از این غلط ها نمیکردن . دومن حالا اصلن بخورنش ، مگه چی میشه ؟ حالشون یه خرده منقلب میشه و فوقش یه خرده میمیرن دیگه ! زیاد سخت نگیرید ، اصالتِ نفس مهمه ! ( خودم می دونم اولن نداشتیم ! خودتون به عنوان کار در منزل یه جمله رو به عنوان اولن در نظر بگیرید )
و اما چاره ی این درد چیه ؟ از نظر بنده باید یک بار برای همیشه و از ریشه و بن و بیخ این ماجرا ختم به خوبی و دوستی شود ؛ راه حل :
کارخانه های بسته بندی ، یک نوار قرمز و زرد رنگ دور هر بطری که تو مملکت تولید میشه بپیچن و روش درشت بنویسن : هشدار ! بــیــل بــیــلـَـکِ در ِ بطری را نخورید !

۱ دسامبر ۲۰۰۹

بچه داری در پارلمان سوئد


دوره زمانه عوض شده ؛ دیگر گذشت آن زمان که مادران ما ، ما را چون آهویی رام و مست به دندان می گرفتند و با خود خرتون خرتون به گوشه کنار میکشیدند و ما زخم میشدیم و اووووا اوووووا می کردیم که : ننه ! مراقب باش ! بدنمان زخمی و زیلی شد !
و مادرمان در جوابمان می گفت پسرم/دخترم ، خفه کار کن !
امروزه دیگر پدران باید در امور خانه داری و مانند آن به مادران کمک کنند تا کانون گرم خانواده همان گرم بماند. به عکس نگاه کنید : ( برای دیدن عکس در اندازۀ بزرگ روی عکس کلیک کنید )
فکر می کنید این آقا یک جنتل من ِ معمولیه ؟
خیر ! ایشون Tobias Billstroem وزیر امور خارجه سوئد هستند !
فکر می کنید این عکس تو رستوران گرفته شده و چون خانومش رفته دستشویی ، بچه در آغوش توبیاسه ؟
خیر ! ایشون سر کارشون هستند ! سر جلسه ! تاکید میکنم ؛ جلسه !!!
پس میبینیم که در اروپا هم این فرهنگ جا افتاده که پدر ها هم باید در نگاه داری کودک به مادر ها کمک کنند ؛ حتا اگه مجبور شن با خودشون ببرنش سرکار ! و حتا اگه محل کار پدر پارلمان سران اروپا باشه ! چیه مگه ؟! بچه هم کار یاد میگیره ، بعدن که بزرگ شد رزق و روزی زن و بچه شو در میاره !

۲۸ نوامبر ۲۰۰۹

New City

حدود دو هفته پیش محمد مایلی کهن ، مربی تیم سایپا طی مصاحبه ایی به امیر قلعه نویی تاخت و گفت : آقای قلعه نویی ، شما فامیلیت خودش داره میگه اهل کجایی ، دیگه نمیخواد دم از محل های زندگیت بزنی !
تو همون روز نماینده مجلس یکی از شهر های خراسان سابق ! بیانیه میده و میگه شهر ِ " قلعه نو " تو این استان واقع شده و با این مصاحبه ی مایلی کهن به اهالی شهر قلعه نو بی احترامی شده ! پس هرچه سریعتر باید از اهالی این شهر عذر خواهی کنه !
حالا این بنده خدا ، نماینده مجلس از همه جا بی خبر ، نمی دونه که منظور جناب مایلی کهن از قلعه نو ، یه محله اییه در تهران ِقبل از انقلاب بوده که الان بهش میگیم گمرک ! همون محله ایی که مجتبی محرمی به خاطر زندگی توش همیشه کلی حاشیه داشت ، همون محلی که اسمش به خارجکی میشه New City ، همون محلی که ... آره و اینا !
واقعن سطح نظارت رو داشتید ؟ فکر کردید الکی هستش ؟ فکر کردید حساب و/یا کتاب نداره ؟ یا چیز دیگه ایی فکر کردید ؟!

۲۷ نوامبر ۲۰۰۹

دامان آمریکا

نه خیر ؛ این بحران اقتصادی دامان آمریکا را رها نمیکند ، به طوری که تا الان دیگه همه ، همه جای آمریکا رو دیدن (!) و آمریکای مستکبر بی آبروتر از همیشه به زندگی خود ادامه میده. حالا تا این اواخر فقط بحران اقتصادی گریبانگیر آمریکا شده بود ، ولی بنده با نگاه باریک و تیز بین خودم احساس میکنم بحران های شدیدتر و خفن تری در راه هستند ، مثال میخواید ؟ ایناهاش :
آقا دیوید رو همه محل میشناختن ، آخه وضع مالیش خیلی خوب بود و همیشه ماشینهای شیک شیک سوار میشد با اینکه 23 سال هم بیشتر از خدا عمر نگرفته بود ؛ اما میزنه و تو این بحران مالی همه زندگیشو به صبا میده !
چند روز پیش هم اول میره بار ، یک نوشیدنی زهر-ماری که در آن مایعی که زکریای رازی کشف کرده هم به کار رفته کوفت میکنه ، و در حالتی غیر متدمن میره ساندویچی محل ؛ سفارش میده : یک عدد هات داگ محبت کنید به همراه یک نوشابه ! دستشو میکنه جیبش ، یه دونه یک دلاری هم میزاره رو میز طرف !
صاب ساندویچی میگه : مردک ! با این پول بهت خروس از نوع قندی هم نمیدن ! جمع کن خودت را !
اما دیوید که بچه جنوب شهر آمریکا (!) هم هست میگه : الان بهت سرویس میدم ! میره ماشین صاب ساندویچی رو ورمیداره و زارتی میکوبه به ساندویچی ! اون هم نه یه بار ، نه دو بار ، نه نه ، همون دوبار ! و بعدش هم الفرار !
الان هم 20.000 دلار جریمه شده ! و باید این پول از هرکجایی که شده تهیه کنه ، ما شنیدیم رفته صندوق مهر رضا شعبه کارولینای شمالی ، اونجا گفتن بودجه نداریم !
و حال نیک میدانیم که بحران اخلاق ، بحران غرب-وحشی و دوری از کردار حسنه هم سیتره زدن رو دامن آمریکا و دامان مذکور را بالا و بالاتر میزنند تا رسوای دو عالم شود