صفحات

۷ آبان ۱۳۸۹

آنان مگر دین نمی دارند ؟!


بنده لذت می برم که درد های کشور یکی یکی شناسایی، کشف ، ضبط و خنثی میشن. واقعا چرا دانشجوها باید در یک ردیف بشینن ؟ الله اکبر ! آنان مگر دین نمی دارند ؟!
به حمدالله بعد از اینکه این فتنه خنثی بشه ... باید کارهای بزرگ تری در کشور انجام بشه و تا غرب زدگی را از خود بزداییم و راه و روش زندگی درست را از نیاکان خویش بیاموزیم
به نظر من ...
دانشجوها علاوه بر اینکه نباید در یک ردیف بشینن؛ اصلا نباید سر یک کلاس اجماع کنند!
راه حل پیشنهادی : هر دانشگاه حداقل 2 تا ساختمون داره؛ یکی رو به خواهران اختصاص میدیم و اون یکی رو به برادران. اگر درب ورودی دانشگاه هم امکانش باشه تفکیک بشه که واقعا عالی میشه و بینی شیطان به خاک مالیده خواهد شد

اما در سطح شهر؛ یک سری تغییرات اساسی الزامی به نظر میرسه ...
  1. اگر رفت و آمد دختر و پسر رو بشه زوج و فرد کرد که خیلی خوب میشه؛ به این صورت که خانوم ها شنبه-دوشنبه-چهارشنبه و برادران یکشنبه-سه شنبه-پنجشنبه میتونن برن مرکز شهر ( با ارائه کارت ملی! ). جمعه ها هم اگر قول بدن باهم دیگه کارهای بی ناموسی نکنن واینترنت-بازی درنیارن اجازه داده بشه با رعایت فاصلۀ قانونی هم خانوم ها و هم آقایون تردد کنند
  2. یه آمار نشون می داد خیلی از تصادف های آقایون به این دلیل بوده که حواسشون به پیاده رو بوده! چون داشتن خواهر های مربوطه رو زیر نظر میگرفتن ! پیشنهاد میکنم کارخانه های تولیدی ماشین رو موظف کنیم از مورخ 1389/8/8 به بعد به جای شیشۀ سمت شاگرد راننده؛ اونجا آجر بچینن بیان بالا تا دیگه رویت پیاده رو امکان پذیر نباشه! و آمار تصادفات هم پایین بیاد !
  3.  مترو وسیله ای مدرن و به دردنخور میباشد؛ و خیلی هم شلوغ و پر ازدحام میباشد. که کنترل کردن خواهران و برادران رو سخت میکنه.
    راه حل پیشنهادی : واگن های آقایون و خانوم ها که جدا شده؛ اما این کار کارگر نبوده و همچنان گزارش هایی مبنی بر [ ... ]* مخصوصا در واگن آقایان! واصل میشوند که موجبات تاسف و ترس ما را فراهم می آورد. پس بهتره که کار رو یک سره کنیم و ایستگاه های مترو رو از هم جدا کنیم!
    یعنی ایستگاه ها یکی در میون یا حتی دو تا در میون! به تناوب به خواهران و برادران اختصاص داده بشه!
    مثلا: ایستگاه حقانی و همت برای خواهران باشه و ایستگاه مصلا برای برادران؛ دوتا ایستگاه بعد برای خواهران و به همین ترتیب تا آخر
اینطوری علاوه بر اینکه دهن برادران گرامی سرویس میشه؛ کارآفرینی هم رخ میده چون برادران در خیلی از ایستگاه نمیتونن پیاده/سوار بشن؛ مجبورن از اون ایتگاهی که پیاده میشن با تاکسی برن دنبال زندگیشن که خودش باعث رونق کار تاکسی داران میشه !

حالا فعلا به تاکسی ها رحم میکنم و اونا میتون مسافر خودشون رو بدون در نظر گرفتن جنسیت سوار کنن و رزق و روزی کسب کنند و دعا به جان همایونی ما کنند! ضمنا باید تشکر کنم از همه ... که انقدر به جوون ها اعتماد دارند ...

* = از مصدر مالستن ساخته شود

۳ آبان ۱۳۸۹

میدونی کجاست ؟

- آقا خیابون فلانی میدونی کجاست ؟
- ببین ... این خیابون رو میری بالا ... اولین خیابون ...
- خب ...
- نه ! دومی هم نه ! سومی رو میپیچی سمت چپ !

۳۰ مهر ۱۳۸۹

شوهر من چقدر خوردنیه !

در بلاد چین تایپه ؛ عروسی گرفته شد که قلب ما را مالامال از درد و اندوه کرد تا توان خفتن از ما گرفته شود و دائم پهلو عوض کنیم و آه سر کشیم و حکایت از نو
مگر پیغمبر نفرمود که وصلت کردن کار بسیار نیکی است و همه را دعوت بدان کرد ؟
مگر مشکل تمام دختران بالای 30 و پسران بالای 35 پیدا کردن طرف و شرایط ازدواج نمی باشه ؟
پس چه نشسته اید که دشمن چشم بادامی فتنه ای دیگر در سر دارد و می خواهد دین و آئین ما را به غارت ببرد. در مطبوعات خارجی تیتر میزنند که" ببوس مرا ! " تا بلکه گول بخوریم و آبرو بر باد دهیم ... زنهار
Chen Wei-yih دختر خاور دوری؛ عروسی به راه انداخته و در سن 30 سالگی به دلیل پیدا نشدن مرد رویاهایش با خودش ازدواج کرده !
گفت و شنودی می کنیم با این دختر چشم بادامی :
  • مال چی با خودت ازدواج کردی ؟
30 سالگی سن کمال من است. به نهایت زیبایی و شکوفایی رسیده ام؛ حال آنکه کسی نیست که مرا بگیرد. می گویید چه کنم ؟
  • با این حرکت میخواستی چه چیز را ثابت کنی ؟
میخواستم به همه بگویم خودشان را هم دوست داشته باشند
  • حالا دیگه داری از خودت حرف در میاری ... شات آپ پلیز بابا
بابا ؟!

    این عروسی 6 هزار دلار خرج برداشته و مراسم به شکل کاملا رسمی برگزار شده؛ عاقد اومده و هه هه هه
    سعی می کنیم در آیندۀ نزدیک زندگی این زوج خوشبخت را واکاوی کنیم؛ اما فعلا اولین مکالماتشون رو که تو ماه عسل در استرالیا ( واقعا پاشده رفته ! جدی میگم ! ) رد و بدل شده فاش میکنم:
    - چن : عزیزم ... دقت کردی که همه زن و شوهر ها یک روحن در دو جسم ؟
    - وی-ییه : آره قربونت برم الهی ... چطور عشق من ؟
    - چن : آخه ما یک روحیم در یک جسم
    - وی-ییه : وااااااای چقدر با مزه ... شوهر من چقدر خوردنیه !
    [ همدیگر رو بغل میکنند و ... ماه عسل ِ دیگه ! اشکال نداره که ! ]

    ۲۹ مهر ۱۳۸۹

    جواد خیابانی فرمود (قسمت هفتم)

    رئال مادرید و آ ث میلان - لیگ قهرمانان اروپا - سه شنبه 1389/7/27
    1. رئال تا این لحظه از بازی خیلی سرتر بوده؛ ببینیم در جریان بازی هم همینطوره ؟
    2. دروازه بان که اصلا نیست؛ دروازه بان جای دیگری رفت !
    3. تپ تپ توپ چون توی چارچوب بود به اسم اوزیل نوشته میشه
    4. [ 10 نفر بازیکنان رئال مادرید تو نیمۀ زمین میلان هستن و دو دقیقه ای میشد که داشتن حمله می کردن ] میلان بازی رو کنترل می کنه !
    5. میلانی ها طبق عادت و سراسیمگی توپ رو از دست میدن
    6. نتیجه این باشه مطمئن باشید که اینزاگی به میدان خواهد آمد ؛ شاید هم روبینیو ... شاید هم فلامینی !
    7. رونالدینیو داره خوب بازی می کنه [ به نظر بنده رونالدینیو ضعیف ترین بازیکن زمین بود؛ برای اینکه به نظرم اعتبار ببخشم و فکر نکنید من مثل آق جوات اوشکول مشنگم باید اعلام کنم که نمره رونالدینو 5 از 10 بوده*؛ یعنی ناپلئونی قبول شد رفت ! ]
    8. [ به مدت 20 ثانیه زیر صدای جواد خیابانی صدای یه فیلم پخش شد؛  من تونستم صدای این پیرزن معروف رو که تو فیلم کمدی ها بازی می کنه رو شناسایی کنم ! بعد از نپایان نیمۀ اول تیزر یه فیلم پخش میشه ... صدای پخش شده حین بازی با این تیزر یکی بود ! تیزر فیلم خوش نشین ها ! اون هم وسط بازی !!! ]
    9. رم جلو بود ؛ عقب افتاد. بایرن عقب بود ؛ جلو افتاد. عجب شب جالبی شده
    10. رونالدینو ناراحته و داره خوش و بش می کنه !
    11. کاشته برای میلان؛ باید نیم خیز بشیم ، شاید هم باید پاشیم تشویق کنیم !
    * = منبع این نمره گلبال پست

    ۲۷ مهر ۱۳۸۹

    The One with the donkey kissing our forehead

    69مین دربی یا داربی یا شهرآورد یا هر کوفت دیگه ایی که اسمش رو بگذاریم هم با برد استقلال همراه بود تا بار دیگر شکر به جای آوریم و مدیحه سر دهیم که خدایا ! شکرت که مساو نشد !
    اما از هر زاویه ای به هر فردی که تو این بازی درگیر بوده نگاه میکنم، می بینم کارش خالی از ایراد نیست
    واقعا نمیدونم ایراد از من می باشه و من خیلی کمال گرا هستم یا اینجا خیلی مملکته !
    در زیر به تفصیل تفکرات خویشتن میپردازم

    با علی دایی ...
    پرسپولیس نیمۀ دوم خوب بازی کرد؛ هیچ موقعیتی هم به استقلال نداد. اصلا استقلال از زمین خودش نمیتونست بیاد بیرون. اینو کسی که فوتبال فهم باشه که میفهمه و حله، دیگه لزومی نداره بیای اینقدر گاتی کنی ! کسی هم که فوتبال نفهمه که خب ... اسمش روشه !

    با پرویز مظلومی ...
    خداییش ما گوشامون درازه ؟! یا خر پیشونی مون رو ماچ کرده که ما رو اینقدر ابله فرض کردی ؟
    ورداشتی گفتی " طبق میل خودمان عقب کشیدیم تا از فضای پشت دفاع پرسپولیس استفاده کنیم ". حتما همینطوره ! حتما ! بلا شک !
    فقط نمیدونم چرا تو 45 دقیقه نیمۀ دوم فقط یه توپ پشت دفاع فرستاده شد !
    خب مرد مومن ! چه اشکالی داشت بیای بگی ما تو این بازی خوش شانس بودیم ؟ اگر این کار رو میکردی دو تا بازی بعد که 10 تا موقعیت گل داشت تیمت و توپ نمیرفت تو گل، میتونی با خیال راحت بیای بگی : ما بدشانس بودیم ... اون موقع مردم باور میکنن

    با تماشاگرها ...
    یه رسم خیلی جالبی هست تو استادیوم ها؛ که وقتی که مثلا یه تیم حمله میکنه و یه موقعیت خطرناک رو هدر میده، و تماشاگرهای طرفدارش میگن : واااااااااااااااای ؛ طرفدارهای تیم مقابل یه جوابِ یه کلمه ایی و خیلی کوبنده به این وااااااااااااااای میدن !
    اگر اشتباه نکنم؛ سه سال پیش وقتی داربی رو استادیوم بودم؛ استقلال حمله کرد و ما گفتیم وااااااااااای ؛ طبق رسم طرفدارهای پرسپولیس گفتن : [...] !
    بعد دیدم همه دارن به سمت پرسپولیسی ها یه فحشی رو میدن ( حالا با نیم ثانیه عقب و جلو بودن ) ؛ همه هم دقیقا فقط یه فحش  خاص رو می دادن ! فقط چون هماهنگ نبودن خوب شنیده نمی شد
    به خودم گفتم : نکنه یه روزی برسه این فحش هماهنگ بشه و بشه جواب اون کلمه ای که خودش جواب واییییییییییییییه !
    تو این بازی این فحش هم خیلی شیک هماهنگ شد و رسا داده میشد ... هم از آبی ها ؛ هم از قرمز ها ...
    چه بد

    با فتح الله زاده ...
    توپ داره قل میخوره ؟! محمد نوری 40 سانت تو آفساید بود ؟!

    با صاحب بی چون و چرای فوتبال ایران ؛ جناب تاج ...
    شب قبل از مسابقه از 10.000 نفر پذیرایی شد ؟! چون داشتن صدای تبلشون رو در می آوردن و صدای سیستم ماشینشون رو زیاد کرده بودن باید کتک میخوردن ؟

    با حاج حبیب کاشانی ...
    ساندیس و کیک شد شام ؟!

    با مزدک میرزایی
    تویی که با شورت ورزشی عکس نداری؛ اگر هم داشته باشی تو استخر بوده، چرا حرف یامفت میزنی ؟ حیف که به جواد خیابانی برمی خوره اگر حرفهات رو بنویسم ( جواد اینجا ستون ثابت داره ! ) و الا رسوات میکردم مردک !

    ۱۵ مهر ۱۳۸۹

    یعنی در این حد ؟ یعنی در این حد !

    - آقا ببخشید ! این Dvd Playerها چند قیمتن ؟
    - 65 تومن
    - خوب هستن حالا ؟
    - بله Divx دارن و رم میخورن و ... سیستم صوتیش رو هم داریم ؛ شما برای چه کاری میخواین ؟
    - هیچی ... این بچۀ ما میخواد قهوۀ تلخ ببینه !

    ۹ مهر ۱۳۸۹

    م م ل ک ت !

    قرار بود آب و برق مجانی باشن
    حالا سریال ها هم پولی شدن !

    منبع : کامنت بزارید براتون میل می کنم

    ۸ مهر ۱۳۸۹

    Karma

    You know the kind of guy who does nothing but playing and exercising football and then wonders why his marks in university sucks. Well, that was me, Every time something good happened to me, something bad was waiting right round the corner. Karma, that’s when I realized that I had to change, so I made a list of my lessons and I am goin to study them one by one I’m gonna make up for all my mistakes, I’m just trying to be a better person. 
    My Name is Shervin.

    ۴ مهر ۱۳۸۹

    راه تو را [ ... ] ...

    خانواده خودتون رو در نظر بگیرید ؛ حالا فرض کنید ( خدایی نکرده و زبونم لال و دور از جون ) یه نفر از خانوادۀ شما که طیعا از هرکسی برای شما عزیزتر و دلبندتره تو تصادف جونش رو از دست بده ...
    خب ، شما چه حالی دارید ؟ فکر می کنید چقدر طول میکشه تا به حالت عادی زندگیتون برگردید ؟
    یکی از مشکلات ما ایرانی ها اینه که فکر میکنیم اتفاق های بد فقط برای " دیگران " میفته و ما همیشه کنار داستانیم.
    همین عید فطر ؛ که روز بعدش رو هم تعطیل کردن و خیلی از مردم ( پنجشنبه تا شنبه ) رفتن مسافرت 130 نفر از هموطن های ما جونش رو تو جاده ها از دست دادن.
    اگر مرگ هرکدوم از این عزیزان فقط 5 نفر رو از زندگی بندازه یعنی تو فقط 650 نفر تو همین 3 روز مسافرت زندگیشون تو اوج افسردگی و غم داره سپری میشه ...
    هرچی راهنمایی و رانندگی هشدار داد ؛ تهدید کرد ؛ به این در و اون در زد ... هیچ ارگانی به چیز خودش هم نگرفت. نه سایپا روی پرایدش کار میکنه ؛ نه جاده ها استاندارد میشن ... جالب تر اینکه هیچ پوشش خبری راجع به این موضوع ها داده نمیشه و همه جا صحبت از سخنرانی های جناب رئیس جمهور تو منهتن نیویورک و مصاحبه بی ربط ایشون راجع به 11 سپتامبر هست. یه جمله ایی به ذهنم رسید در این باره اما نمی نویسمش ؛ اما بهتون سرنخ میدم تا 2 زاری مبارک بیفتد ! ان شالله !
    با کلمه های مقابل جملۀ پرسشی بسازید : سر ، ته و پیاز
    آمار تاسف برانگیز : تعداد کشته های ما طی 8 سال جنگ با کشته های جاده ها بعد از انقلاب برابری می کند.

    ۳۰ شهریور ۱۳۸۹

    پول توجیبی ؟ پر !

    پول تو جیبی بچه های انگلیسی به کمترین مقدار خودش در 7 سال اخیر رسید !
    حال کردید ؟ نتایج تحریم ها را مشاهده کردید ؟ ما که از اول به آنان هشدار داده بودیم که با تحریم ایران خودشان را بدبخت و مفلوک خواهند کرد اما انان خود گوش نگرفتند. حتی برای اینکه به سخنان خویشتن اعتبار ببخشیم از دیه گو مارادونا هم مصاحبه گرفتیم که : بلی ! تحریم ها بی اثر است
    حال اندک اندک علاوه بر اینکه جمع مستان میرسد ؛ نتایج تحریم ها هم نمود خود را آشکار می سازند و دهان استکبار جهانی را سرویس خواهند نمود
    این بر و بچه های انگلیسی که فکر می کنند خیلی کارشون درسته باید طبق آمار رسمی با هفته ایی 9 دلار ( حدود 9 هزار تومن ) بسازن و دم بر نیارن.
    اما خودمونیم ؛ این انگلیسی ها هم امار چه چیز های رو در میارن ... بیکارن دیگه ! اگر قصد خدمت به ملت رو داشتن میرفتن کار میکردن و عرق میریختن ، نه اینکه هی ذرت و ذرت ( ذ ُرت و ذ ُرت خوانده نشود ! ) آمار درکنن !
    در پایان تلمیح و تضمینی داریم به شعرای حی و حاضر عصر کنونی تا باشد که پند گیریم و عارف شویم :

    یه کاری کن بیام پیشت
    رو لب هام خنده پیدا شه
    نزارم منتظر بیشتر
    حواست به منم باشه
    حواست به منم باشه
    هنوز داغون داغونم
    هنوز از سردی آهم
    نه می گریم ؛ نه می خونم
    حواست به منم باشه

    گفته بودی میرسی زودی به دادم
    مخصوصا دیر رسیدی
    دلت خنک شد ؟!

    شعرها به ترتیب از : محسن یاحقی و آبتین

    ۲۷ شهریور ۱۳۸۹

    تابلوی کنار جاده هشدار می دهد

    پیر خراباتی ما را غمی فزون در گرفت. چنان خفن که کوله بر دوش نهاد و عزم کوه و کمر کرد.
    وی را گفتند : از بهر چه چنین کنی ؟
    لب گزید و سر چرخاند و خداوندگار را منادا قرار داد که آسمان بر زمین آمد ...
    مقداری او را آب قند دادند و او را مالامال کردن و پرسیدن مایلی بیشتر بمالیم ؟ که گفت : متشکرم
    لختی دگر گذشت و پیر سوفی ما آرام گشت و لب به سخن باز کرد و گفت :
    داشتم تو اینترنت می چرخیدم واسه خودم ؛ خبری را خواندم از ایرلند ؛ و مرا غمی بزرگ در گرفت. غمی چنان بزرگ که تو گویی روحم از تنم جدا گشت و قلبم شرحه شرحه گشت. خواندم که بزرگراهی در ایرلند به طول 250 کیلومتر وجود داره که هیچ مستراح و موالی درش تعبیه نشده ... وا مصیبتا ! وا حسرتا ! چگونه باور کنم ؟ چگونه تحمل کنم و به سر کنم ؟ چگونه 250 کیلومتر را با مرکب خود بروم بدون آنکه جایی متوقف شوم و خود را از بند اضافات تن رها سازم ؟ لا ! لا !

    اصل خبر : به دلیل نبود بودجه ؛ بزرگراهی ساحلی به طول 250 کیلومتر هیچ استراحت گاهی برای قهوه و دستشویی نمودن نداره ؛ برخلاف " همه " جاده های اروپایی. ضمن اینکه قرار شده با نصب تابلو هایی در اوایل جاده ، این نداشتن دو مورد بالا رو از همون اول به راننده و مسافرین تذکر بدن که بعدا نگن که نگفتید !

    پس از این به بعد قاعدتا باید در اول همۀ جاده های ایرانی یه تابلو با همچین مضمونی رو ببینیم :

    راننده گرامی !
    تا 250 کیلومتر آینده هیچ امکاناتی جهت رفع نیاز های دفعی اندام شما تعبیه نشده است ؛ در صورتی که مرد این جاده هستید که بسم الله
    ولی اگر این کاره نیستید یا بیماری [ ... ] دارید و کنترلش دست خودتون نیست ... دور بزنید برگردید و طبیعت را آلوده نسازید !

    ۲۶ شهریور ۱۳۸۹

    پند و توصیه ایی چند در آمادگان پخش

    تا چند روز دیگه دانشگاه ها و مدارس فعالیت خودشون رو از سر میگیرن و موجب ایجاد موجی از غم و اندوه در قلب ما قشر روشن فکر جامعه میشن.
    با توجه به اینکه امسال پیک سنی جوون ها وارد دانشگاه میشه و سال های آینده  عمرا اینقدر داوطلب کنکور نخواهیم داشت ؛ قصد کردم به سفارش دوست نامرد و خائنی برای اولین روز دانشگاه مقداری Tip بدهم ؛ به ایرانی یعنی به قولی پند دهم !

    پند و توصیه ایی چند برای روز اول دانشگاه ورودی های جدید

    1. از اون جا که سیستم آموزشی ایران جدا-جدا بوده و این اولین بار شماست که سر کلاس با جنس مخالفتون به اصطلاح " هم کلاس " هستید ؛ خیلی طبیعی میباشه که یک چیزی از همون اول عادی نمیباشه ! که این هم بعد از یه مدتی عادی میشه ؛ اما این مدت بستگی به جنبۀ شما داره و نحوۀ زندگیتون
    2.  شیک باشید اما خودتون رو برای مجلس شبونه آماده نکنید ؛ با این کار فقط خودتون رو جلوی حراست تابلو می کنید و به پسر/دختر های دانشگاه با زبون بی زبونی می گید که : بنده می خارانم/می خارم !
    3.  با همه دوست باشید ولی " حد " نگه دارید ؛ سعی نکنید کاری کنید که شرایطی پیش بیاد که از یه نفر بدتون بیاد ؛ چون شما قراره حداقل 4 سال تو این محیط باشید و هی باید ریخت [ ... ] طرف رو تحمل کنید ! 
    4.  مشخصات شخصی شما فقط تا زمانی " مشخصات شخصی " هستند که به هیچ کس اون ها رو نگید ؛ چون این محیط لامصب همه چیز توش مثل آسیاب می چرخه ! ؛ مخصوصا اگر این مشخصه شماره تلفن شما باشه ! پس اگر حوصلۀ مزاحم ندارید زودی برید یه خط ایرانسل بگیرید که خیلی به درد میخوره
    5.  سر کلاس از انداختن تیکه های دبیرستانی و کمر به پایین خودداری کنید ؛ با این کار فقط خودتون رو می برید زیر سوال و چند نفر خز و خیل رو دور خودتون جمع می کنید
    6.  تحمل نیومدن/دیر اومدن/زود رفتن/عصبی بودن و ... استاد رو داشته باشید و همیشه سعی کنید استاد شما رو به عنوان " دانشجوی مودب و کوشا " بشناسه ! با استفاده از ارتباط چشمی و کلامی و Active بودن سر کلاس ؛ من خودم نمیکنم این کار ها را ! اما شما بکنید !
    7. و چیز های دیگه ایی هم هست که میتونم بگم ... اما بهتره خودتون کشف کنید و لذت ببرید ! ناسلامتی شما دانشجویید ! باید دانش رو بِجَوید !
    هنوز این مطلب رو پست نکرده ؛ از طریق سرویس های جاسوسی بیگانه متوجه شدم که یه ناشر خارجی از من خوشش اومده و بهم مقدار معتنابهی  وجه نارایج مملکت ( احتمالا دینار ! ) میده تا این مطلب رو برای یه کتاب انگلیسی بنویسم !
    ای به چشم !
    این هم از اسم کتاب بنده که به زودی در شهرستان نیویورک و حومه قابل تهیه می باشد :
    First Day of University for Dummies

    ۲۵ شهریور ۱۳۸۹

    جواد خیابانی فرمود (قسمت ششم)

    رئال مادرید و آژاکس آمستردام - لیگ قهرمانان اروپا - چهارشنبه 1389/6/24

    1. تیم مارسی دوباره داره اوج میگیره ؛ مثل ققنوسی که از خاکستر بلند شده !
    2. این طرف حملۀ رئال مادرید هم نتیجه نمیده. اون به زمین زد ؛ این به هوا
    3. هرچی از زمان بازی میگذره آژاکسی ها موقعیت خودشون رو تو جدول بهتر میکنن
    4. [ یه شوت خطرناک از هیگوائین زده میشه که به تیر دروازه میخوره ؛ خیابانی سکوت اختیار کرده ؛ 20 ثانیه بعد ... ] دیرک !
    5. مسعود اوزیل رو مجبور به خطا میشن ! روش !
    6. مورینیو چلسی رو به فینال لیگ قهرمانان رسوند [ وقتی چلسی به فینال رسید ؛ مورینیو 8 ماه قبلش برکنار شده بود ! و آورام گرانت مربی بود ]
    7. [ آنخل دی ماریا از وسط زمین پا به توپ میشه و  وقتی به 18 قدم آژاکس میرسه یه شوت خطر ناک میزنه ؛ خیابانی سکوت کرده ؛ 10 ثانیه بعد ... ] جواد خیابانی : نتایج سایر بازیها همونه که بود !
    8. [ موقعیت خطرناک برای رئال مادرید ] عجب موقعیتی ... نگاه کنید گل دوم رئال مادرید رو  !  [  توپ گل نمیشه ! حتی خدا هم با جواتی سر سازگار نداره ! ]
    9. بیش از 20 بار تکرار کردن نتایج هر 8 بازی همزمان !

    ۲۳ شهریور ۱۳۸۹

    پشت دریاها دانشگاهی است

    جدیدترین سروده ام را برای جهانیان بر-خط میکنم تا از آن لذت ببرند. هرچند فردی سهراب نام چندی پیش شعری چنین را گفته و از بنده کپی کرده ... بنده که از اون نگذشتم ؛ خدایش نیز نگذرد ...
    چند نکتۀ برای قرائت بهتر :
    1. با صدای گرفته بخوانید
    2. بلند - کوتاه - بلند - کوتاه - خیلی بلند بخوانید
    3. با هر بیت دست چپ خود را به شکل یک نیم دایره بچرخانید تا مثلا مطلب تفهیم شود
    4. هر ازگاهی سر به سمت چپ و راست تکان دهید و هی هات سر دهید !
    این شما و این سرودۀ حقیر در باب دانشگاه و علم و اینها.

    دانشگاه آزاد
    چه عجب جایی تو
    با تراز داغون هم حتی
    جایگاه همۀ مایی تو
    از اون شهریۀ بالا
    از اون فراوونی واحد*
    از این معدل غزبیط
    یا شلوغی واحد**
    که میرود ز یاد ...

    آه ...
    پشت دریاها دانشگاهی است
    قایقی باید ساخت
    میاندازمش به آب
    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند
    استاد آن دانشگاه اساطیر نداشت
    دور باید شد ؛ دور
    شب درساشو خونده
    نوبت تقلبه !

    دست هر ورودی جدید پرینت انتخاب واحد است
    مردم شهر به دانشجو چنان می نگرند
    که به یک اسکل ، به یک [...]*** !
    مراقب صدای تقلب تو را می شنود
    و صدای ویبرۀ موبایل می آید

    پشت دریاها دانشگاهی است
    قایقی باید ساخت

    * = به معنای واحد ارائه شده ، دروس
    ** = به معنای اتوبوس شرکت واحد ؛ جناس تام با واحد قبلی
    *** = هرچی شما تصور کنید درسته !

    ۲۲ شهریور ۱۳۸۹

    جام جهانی قطر

    متوجه شدیم که در قطر ؛ همین کشور بیخ گوش ما که شیخ نشین هم هست ، فناوری به کار گرفته شده که بوغ ممتد از مغزمان بلند شد و رفته رفته صدای ترومپت هم با آن افزوده شد !
    ماجرا از این قراره که کشور قطر در نظر داره جام جهانی فوتبال 2022 رو برگزار کنه. اما چون آب و هوای قطر داغان می باشد و شرایط میزبانی جام جهانی رو نداره ، خصوصا در گرمای تابستون ؛ این عرب های سفید پوش از تکنولوژی استفاده می کنند که دهان ادمیزاد به میزان 22 سانت باز می مونه !
    با استفاده از یه سری تجهیزات که در استادیوم ها کار گذاشته میشه ؛ دمای هوای در حد 27 درجه سانتی گراد نگه داشته میشه ! خدایا توبه !
    استادیوم فوتبال با اون عظمت و بزرگی و با بالای 50 هزار نفر جمعیت رو واقعا کار صعب و دشواریست کنترل دما کردن ! که این قطری ها دارن این کار رو می کنند و امید دارن جام جهانی 2022 رو هم برگزار کنند.
    از همین الان هم وب سایت این رویداد رو افتتاح کردن و نشون دادن که IT فقط تو ایرانه که عقب مونده س
    این هم نشونی وب سایت مذکور : www.qatar2022bid.com